پیش از اینکه این نوشته رو بخونید، باید به شما اطمینان خاطر بدیم که تیم‌تِلا در تمام این مراحل حضور داره و حتی اگر کوچکترین دانش و تجربه‌ای در این زمینه‌ها ندارید، نگران نباشید. ما در جلسات مشاورمون به ساده‌ترین حالت همه‌ی این صحبت‌ها رو برای شما شرح می‌دیم و در کنارتون هستیم. همچنین همه‌ی این گام‌ها و مراحل جزئی از خدمات ما هست که به بهترین شکل به شما ارائه خواهیم داد.


 

از همون اول باید بگم که قصد ندارم تا سرتون رو با اینکه چرا وبسایت داشتن خوبه و چقد می‌تونه به شما یا کسب‌وکارتون کمک کنه حرف بزنم. در خلاصه‌ترین و کلی‌ترین حالت، راه‌اندازی یک وبسایت دوتا عیب داره:

  • از خیلی خیلی کم تا خیلی زیاد می‌تونه هزینه‌بر (هزینه مالی) باشه
  • از خیلی خیلی کم تا خیلی زیاد می‌تونه زمان‌بر باشه

حالا اینکه با راه‌اندازی یک وبسایت بخواید چه هدفی رو دنبال کنید می‌تونه روی هزینه‌ی مالی و زمان تاثیر بذاره.

ولی داشتن وبسایت کلی مزیت هم داره که هممون می‌دونیم و قرار نیست اینجا در این مورد صحبت کنیم. فقط و فقط اینجا قراره توضیح بدیم که تیم‌تِلا در فرآیند طراحی وبسایت چه کمکی می‌تونه به شما بکنه.

تیم‌تِلا در طراحی وبسایت چه کمکی به ما می‌کنه؟

۱. هدف‌گذاری

۲. برنامه‌ریزی با در نظر گرفتن اهداف و منابع

۲. اجرا

 

ما یک سری از درخواست‌ها و صحبت‌ها رو از خیلی از مشتری‌ها و کارفرماهامون (خصوصا اونایی که قصد راه‌اندازی یک وبسایت فروشگاهی رو دارن) می‌شنویم که در خیلی از موارد از اساس ایراد دارن. مثلا یه مشتری که قصد راه‌اندازی یک فروشگاه اینترنتی لوازم آشپزخونه رو داشت این حرفا رو میزد:

  • «میخوایم دیجیکالای لوازم آشپزخونه بشیم»
  • «می‌خوایم هرکی هرچی سرچ میکنه در مورد لوازم آشپزخونه ما لینک ۱ باشیم»
  • «باید تا ۳ سال دیگه ۲۰ درصد کل بازار لوازم آشپزخونه رو بگیریم»
  • «دوست و آشنا خیلی داریم. توی خرج کردنم هیچ مشکلی نیست. فقط میخوایم به هدفا برسیم»
  • «توی هرجای ایران بگی میتونیم بیلبورد بگیریم»

شاید فکر کنید بعیده کسی بخواد سایت راه بندازه و این حرفا رو بزنه. ولی خیلی از مشتریامون نگاهشون به راه‌اندازی سایت اینطوره. ولی حالا بررسی کنیم که مشکل هر کدوم از این حرفا چیه.

مشکل حرف اول: «میخوایم دیجیکالای لوازم آشپزخونه بشیم»

دیجیکالا طی سال‌ها تونست خودش رو رشد بده و جایگاه اصلی خرده‌فروشیِ آنلاین رو در ایران به دست بیاره. طی این سال‌ها دیجیکالا ویژگی‌هایی رو داشت و گام‌هایی رو برداشت که اونُ تبدیل به غولی که میبینیم کرد. ویژگیِ اول دیجیکالا اینه که در نوع خودش اولین بود. ویژگی دیگه اینه که در زمان مناسبی شروع به فعالیت کرد. گام‌هایی هم مثل جذب سرمایه، تیم‌سازی، ایجاد لجستیک قوی و لابی‌گری‌های کلان کرده که اگر هرکدوم از اون‌ها نبودن دیجیکالا به شکل حال فعلی نبود. حالا شما ممکنه بگید که ما هم میتونیم این شرایط رو در یک حوزه‌ی خاص ایجاد کنیم. نکته اینجاست که دیجیکالا رو نمیتونید تقسیم به اجزای کوچک‌تری بکنید و بگید میخوایم شبیه این قسمت از دیجیکالا باشم. دیجیکالا یک هویت یکپارچه داره. یا دیجیکالا هستید یا نیستید.

از طرف دیگه اگر شما الان بخواید با دیجیکالا رقابت کنید نمیتونید مثل دیجیکالا باشید، باید خیلی بهتر از دیجیکالا باشید تا بتونید بازار اون رو به دست بیارید.

حتی اگر فرض کنیم که همه ی چیزایی که گفتیم رو داشته باشید، سوال اصلی اینه که آیا از نظر مارکتینگی این کار شدنیه؟

دیجیکالا چون در بسیاری از موارد اولین در حوزه‌ی خودش بود، رقیبی نداشت. به این دلیل بسیاری از هزینه‌هایی که امروز باید به واسطه‌ی رقابت با غولی مثل دیجیکالا رو پرداخت کرد رو نداشت.

این حرفایی که زدم تنها در مورد دیجیکالا صادق نیست. در مورد استارتاپ‌هایی مثل دیوار، اسنپ، ایمالز و امثالهم هم صادقه.

مشکل حرف دوم: «می‌خوایم هرکی هرچی سرچ میکنه در مورد لوازم آشپزخونه ما لینک ۱ باشیم»

اینکه شما در نتایج جست‌وجو چه جایگاهی داشته باشید به سئو (SEO) مربوط میشه و میشه گفت که لزوما ربطی به طراحی سایت نداره. علاوه بر این حتی در بحث سئو هم این حرف خیلی خام‌دستانست. در صفحه‌ی مربوط به سئو در این ایرادای این حرف بیشتر صحبت کردیم.

مشکل حرف سوم: «باید تا ۳ سال دیگه ۲۰ درصد کل بازار لوازم آشپزخونه رو بگیریم»

توجه داشته باشید، یک وبسایت تنها بخشی (در بعضی از موارد تنها بخش کوچکی) از دیجیتال مارکتینگه. خودِ دیجیتال مارکتینگم یک رقیب سنتی (بخونید مارکتینگ سنتی) داره که بخشی از بازار رو در اختیار داره.

وقتی کسی میگه میخواد سایتی بزنه که تا ۳ سال دیگه ۲۰ درصد و هر مقدار درصد دیگه از بازار رو بگیره، مثل اینه که کسی بگه میخوام یک فلافلی بزنم که تا ۳ سال دیگه ۲۰ درصد همه‌ی خوردنی‌های (نوشیدنی و غیر نوشیدنی) بازار از فلافلای ما باشه!

یه نکته دیگه هم هست. بازار خرده‌فروشی آنلاین در ایران بنا به بررسی‌های غیر رسمی چیزی بین ۵ تا ۱۰ درصد کلِ بازاره. حتی اگه شما ۱۰۰ درصد کل بازار آنلاین رو در اختیار بگیرید (اونم فقط با راه‌اندازی یک وبسایت)، فعلا فقط ۱۰ درصد بازار رو خواهید داشت.

مشکل حرف چهارم: «دوست و آشنا خیلی داریم. توی خرج کردنم هیچ مشکلی نیست. فقط میخوایم به هدفا برسیم»

اگر کسی بتونه فقط با پول و دوست و آشنا قهرمان المپیک (ما به قهرمانی آسیا هم قانعیم) بشه، این حرف درسته.

داشتن حدی از سرمایه‌ی اولیه و ارتباطات و چیزایی مثل این هرچند شرط لازمن، ولی شرط کافی نیستن. از طرفی در کسب‌وکارهای آنلاین رشد ارگانیک یکی از لازمه‌های رشد و ماندگاریه.

مشکل حرف پنجم: «توی هرجای ایران بگی میتونیم بیلبورد بگیریم»

شاید باورتون نشه که این حرف رو هم بعضیا میزنن. حتی چند بار هم خودم روی چنتا بیلبوردی که معلوم بود کلی هزینه‌ی اجارشونه تبلیغ چنتا فروشگاه اینترنتی رو دیدم.

اینکه بتونید برای وبسایتتون بیلبورد بگیرید در مواردی بسیار خاص شاید خیلی به‌دردبخور باشه؛ ولی در اکثر قریب به اتفاق موردهایی که ما کار می‌‌کنیم تقریبات بی‌ربط‌ترین و مسخره‌ترین ابزاریه که بخواید برای کسب‌وکار آنلاینتون استفاده کنید.

نظرتون رو به این نکته جلب می‌کنم که توضیحاتی که در اینجا دادم تنها بخشیه از حرفاییه که مشتریانمون میزنن و ما طی فرآیند همفکری این هدف‌گذاری‌ها رو اصلاح می‌کنیم. تبعا به خاطر طولانی بودن بحث همه‌ی حرفایی که در جلسات مشترکمون با مشتریان میشه رو در اینجا نیاوردیم.

یکی از مهمترین گام‌ها در راه‌اندازی یک وبسایت هدف‌گذاری درست برای اون وبسایت است. در هدف‌گذاری برای یک وبسایت باید پارامترهای زیر در نظر گرفته شود:

  • ذات اون وبسایت » فروشگاهی، شخصی، شرکتی و …
  • ذات حوزه‌ای که قرار است در آن فعالیت شود » آموزشی، خرده‌فروشی، صنعتی و …
  • نوع کسب‌وکار » BtoB یا BtoC
  • رقبای آنلاین و سنتی
  • حجم بازار در حال حاضر و آینده‌ی آن » بازار نوظهور (مثل اینترنت اشیاء)، بازار قدیمی (مثل خودرو) و …
  • منابع » منابع مالی، منابع انسانی و تیم، تجربه‌ی تیم، وضعیت برند و …